تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


 

خاک سرد نبود،
منو از تو سرد نکرد،من هنوزم دوستت دارم،گاهی میون روزمرگی ام یادت می افتم،اخرین عکسمون،تو میخندی،من نه
تو.خاص بودی،سفیدی موهات هم با بقیه مادربزرگ ها فرق داشت
بعد از تو از اون کوچه گذر نکردم،
دستای لرزونت که اشکامو پاک میکرد،هنوز گرم بود،اما چهره ات گرمی نداشت،
یک سال شد که تو رفتی،که ندارمت،هنوز کسی نتونسته با لحن تو صدام کنه مونا جان.

ادامه مطلب  

آهنگ موهات از راتین رها | مجتبی جعفری  

آهنگ احساسی "موهات" با صدای راتین رها
ترانه: بابک صحرائی / آهنگ و تنظیم: نیکان
تهیه شده در پارسوآ پخش Product By ParsoA Cast
این ترک بازخوانی آهنگ "ماه و موهات" رضا صادقی می باشد
دانلود مستقیم از اینجا
 متن ترانه آهنگ "موهات" با صدای راتین رها
حواسم پرت موهاته
که دست باده اما نه
یا ماهی که با لبخندت
زمین افتاده اما نه
شاید طوفان زیباییت
عذابم میده اما نه
شاید دریای دور ما
دیگه خشکیده اما نه
من این روزا یه کم گیجم
نه احساسی نه رویایی
فقط من موندمو زخمام
عذا

ادامه مطلب  

تنها  

سفره هفت سین
دیدو بازدید
جشن و شادی
خبر عید را می دادند
و من تنها در کنجی نشسته ام
 
آب شدن برف ها
باز شدن شکوفه ها
برگشت پرستوها
نوید بهار را می دادند
و من تنها دور از همه
در کنجی نشسته ام
 
غم و غصه
سکوت و درد نهفته
حرف های نگفته
حضور دلتنگی را اعلام می کردنند
و من تنها بی همنفس
در کنجی نشسته ام
 
ملک الموت با هیبت بی مثالش
اجل با ترس و مخوفش
خبر مرگ مرا آوردنند
و من تنها بی یارویاور
در اتاق غمزده ی خود نشسته ام
آخرین نفس
آخرین لحظه زندگی
آخرین نب

ادامه مطلب  

دو چشمانتدلم را کرده خسته  

دو چشمانت دلم را کرده خسته

 

دل پر خون عاشق را شکسته


اگر حالم بخواهی ناز گل من

 

سر راهت به امیدت نشسته


دو پایم تا به زانو مانده در گل  

 

به دنبالت میایم خسته خسته


نمیدونی مگر عاشق شدم من

 

دلم عاشق شده دیوانه گشته


میچنم لاله و شب بو و نرگس

 

میزارم رو موهات گل دسته دسته


شنیدم عاشقان را مینوازی

 

دلم از عشق تو ایگل شکسته ­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­


اومد عاشق در خونت گدایی

 

ندادی بوسه ای آزرده رفته


تو میدانی

ادامه مطلب  

نـامـه ای بـه زن ایـنـده  

این روزها می گذرد بانوی من اما بدون تو می گذرد حیف این روزهای پاییزی که بدون تو می گذرد تلخ است تلخ
تنهایی رو می گویم بانوی من من کلافه شده ام از این تنهایی نمی دانم کجای دنیا هستی شاید الان مشغول
بافتن موهایت هستی ناز می کنی می خندی نمی دانم کی قرار است بیایی و مرا از تنهایی نجات بدی نمی
دانم کی قرار است بیایی روز امدنت باشکوه ترین روز من خواهد بود روزی که من از این پیله تنهایی رها می
شوم و این خانه هم بوی عطر زنونه می گیره اخ که چه لذتی داره ن

ادامه مطلب  

تصویرگاه دویست و چهل و یک  

غربت منشده نبودن تو.
همه چیز را مثل موهاتبه باد بسپاردلت را به من.یادت نرود مال منی!این رنگ‌های نو به نواین جنگ‌های ویرانگراین سنگ‌های مرگ و زندگیهمهحواس آدم را پرت می‌کننداز اسب.می‌ترسمنگاهتحواس مرا پرت کندمی‌ترسمیادم برود مال منیدر آغوشت بگویمکی می‌آیی؟بپرسیکجا؟و من بگویمبا اسب.
 

ادامه مطلب  

كلمه بازي!  

سعدی بیت قشنگی داره كه میگه:
سعدی به روزگاران مهری نشسته در دل / بیرون نمی توان كرد الا به روزگاران...
دكتر كدكنی اما با عوض كردن یك كلمه از شعر اونو قشنگ تر كرده:
گفتی: «به روزگاران مهری نشسته...» گفتم / بیرون نمی توان كرد حتی به روزگاران...
+ای در دلم نشسته، از تو كجا گریزم...

ادامه مطلب  

... :)  

در پی کافه دنجی هستم
ته یک کوچه بن بست فراموش شده
که در آن، یک نفر از جنس خودم
دست و دلبازانه
از خودش دست بشوید گه گاه...
و حواسش به فراموش شدن ها باشد...
کافه ای با دو سه تا مشتری ثابت و معتاد به آه...
کافه ای دود زده با دو سه تا شمع نه چندان روشن...
و صدایی که بخواند:
گل گلدون، بوی موهات، ای که بی تو خودمو...
و تو یک مرتبه احساس کنی
کافه یک کشتی طوفان زده است
وسط خاطره هایی که تورا می بلعند...
 

ادامه مطلب  

اخر هفته و علي عظيمي  

من برق میشم میرم تو چشماتاشک میشم میرم رو گونتزلف میشم میام رو شونتمن باد میشم میرم تو موهاتسیگار میشم میرم رو لبهات دود میشم میرم تو ریه ت
كنسرت علی عظیمی عالی بود عالییییییی خوش گذشت فراووونننن خوشالم كه رفتم
خیلی چیزاا میخوام بنویسم اما الان در مضیغه ام :))))
فردا باید ٦ بزنم بیرون 

ادامه مطلب  

یا علی  

 
اجرای نخست ترانه به وسیله‌ی بیژن مفید،
و اجرای دوم آن به وسیله‌ی فریدون فروغی و
تورج شعبانخانی (1357 یا 1358)، و اجرای سوم آن
در کنسرت کیش به وسیله‌ی فریدون فروغی
انجام یافته است. 
 
شعر : منوچهرابرآویزدلامون شکسته یا علی 
زبونامون بسته یا علی
چشامون همه به راه تو 
مردای خسته یا علی
بس که بلنده دستامون
سوی خدای آسمون
نقش خدا رو دستامون
حالا نشسته یا علی
دلامون شکسته یا علی
زبونامون بسته یا علی
چشامون همه به راه تو 
مردای خسته یا علی
در زور

ادامه مطلب  

پیش به سوی طب سنتی :)  

امروز حالم خیلی بهتر از دیروزه که از زمین و زمان شاکی بودم
دیروز رفتم پیش یه خانوم دکتر طب سنتی
از آشناهای مامانم بود.
یه خانوم بسیار محجبه و چادری و در عین حال زیبا :)
مشکلاتمو گفتم ازمایشاتمو نگاه کرد....بیشتر برای موهام رفته بودم!
بهم گفت اگه چیزایی که میگم رعایت کنی....تو حرفش پریدم و گفتم ینی تا یه سال دیگه موهام خوب میشه؟
گفت یه سال؟؟؟؟؟؟؟؟ من بهت قول میدم سه ماه دیگه همه ی موهات در بیاد :)
برام مثل یه رویا میمونه! امروز قراره نسخه ش رو برام بف

ادامه مطلب  

من اینروزا یکم گیجم :)  

باز هجوم افکار و هجوم تهدیدات گذر زمان مثل یه پتکی میزنه به سرم میگه کجای زندگیتی باز که عقب افتادی باز شروع کردی فکر کردن به اینده چقدر ترسناکه ترسناکتر از جهنم ساختگی یا واقعی خیلیا ترسی از جنس نرسیدن اما سوالی پیش میاد مگه تا الان نرسیدی با یکم تفکر میگی چرا رسیدم اما ..... اما ...... اما من از اینده ای میترسم که ارزوهام انقدر بزرگ بشن که نتونم حتی وصفشون کنم باز میگم مگه قرار نبود در حد توانت ارزو کنی واینبار جواب میدم مگه تا الان تمام کارایی ک

ادامه مطلب  

اوست نشسته در نظر  

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برم       ور تو بگوییم که نی نی شکنم شکر برم


آمده‌ام چو عقل و جان از همه دیده‌ها نهان      تا سوی جان و دیدگان مشعله نظر برم


آمده‌ام که ره زنم بر سر گنج شه زنم              آمده‌ام که زر برم زر نبرم خبر برم


گر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن         گر ز سرم کله برد من ز میان کمر برم


اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم      اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم


آنک ز زخم تیر او کوه شکاف می کند              پیش گشادتیر

ادامه مطلب  

من از شکلات سفید متنفرم.  

رفتم دنبال وسایل خیلی قدیمی... من از بچگی، به طرز عجیبی عاشق تخم مرغ شانسی بودم. یادمه اولینش یک قورباغه ی فلزی بود که روی لبه ی یک چاه نشسته بود. همیشه روی یکی از میزها، می چیندمشون و ذوق زده می شدم. گربه ی چاغ و لاغر شو، گل بلند، مار با کاربری قیچی و ... همیشه اعتقاد داشتم که توی جایزه از همه خوش شانس ترم. اول باید شکلات خورده بشه و بعد مشخص بشه که چی داخلش بوده. این تنها شکلات سفیدی بود که از خوردنش لذت می بردم.
 

ادامه مطلب  

#بیست  

هم اتاقی ها نشسته اند برای یارهایشان شالگردن می بافند. بعضی ها تازه کار و بعضی ها هم بلدِ کارند. من نه تازه کارم نه بلد کار، روی سکوی متوسطی ایستاده ام که میلِ زود زود بافتن و تمام کردن ندارم. دلم می خواهد یکی یکی رج ها را با فکرت ببافم و هی خاطره ی لحظه هایی که نیستی را بریزم پای بافتی که دور گردنت بپیچی و شریک لحظه هایی باشی که کنارم نیستی، که سرما نشسته به جانم و توی تنهاییِ پرهیاهویِ این اتاق می لرزم و چای می خورم و خیالِ آغوشت حلقه های شالگر

ادامه مطلب  

باران؛ کوچه؛ عشق؛ وخدایی که در این نزدیکیست.....  

عشق یعنی؛
یک عصر بارونی؛ پشت درب خونه ی محبوبت باییستی!
دستت به زنگ نره!
اونقدر زیر بارون بمونی که کاملا خیس بشی!
بعد دستت رو آروم بذاری  روی زنگ ! اون بیاد توی پله ها و تورو ببینه!
از فرط نگرانی؛ سراسیمه بدوئه که حوله بیاره واسه خشک کردن موهات!
و تو  توی قدم هاش که هرلحظه ازت دور تر میشن ؛ محو بشی....

ادامه مطلب  

غم تنهایی اسیرت میکنه/تا بخوای بجنبی پیرت میکنه  

وسط کار یه آهنگ قدیمی منو پرت کرد 10 سال پیش. کل آهنگای فریدون فروغی رو زیرو رو کردم.چقدر اشک ریختم چقدر خندیدم...
حالا ساعت یک و نیم نصفه شب به خودم اومدم و صبح باید برناممو تحویل بدم واسه رادیو ولی الان هر چیزی میچسبه بجز کار.دلم میخواد تا خود صبح بشینم فریدون فروغی گوش کنم.

ادامه مطلب  

كدام ماه؟  

آسمان شهرم را به حراج گذاشتندعكس روی تو در كدامین بركه ای افتد؟بركه ای و رودخانه و حتی حوض قدیمی مادر بزرگی نیست همه نیست و اسیر دل پست شدندآه رو به كدامین آسمان رود تا با دیدن رخت آرام گیرد؟در میان این همه بی كران ماه آسمان شهرم میزبانی به حقارت می كند؟باشد كه باز دلی بتپد در شبی با قرص ماه؟باشد كه مهتاب شبی شود باز نغمه فریدون آید كه باز آن كوچه گذرد؟بزرگ مهتابی هست و زیر غبار دست پخت تاجران حراج آسمان شهرم كم رنگ استكوچه ای نیست كه اگر باشد

ادامه مطلب  

شرحیات؛ تنِ خواب مانده ( به آینه )  

 
تصویر جانداری با شمایل انسان، اما پری وار، در ویرانه های بنایی. تلی از خاک با ارتفاعی رو به نزول.پاره هایی از وحشت، خشت خشت، انبار شده روی هم، شاید فقط نشانی از زندگی منقضی شده، دارد. جاندار، هیبتِ ملکوتی ش را روی تکه پاره های تنانِ تاریخِ زمین، پهن کرده. اشیا از سکونت فارغ اند. غبار با پریدگی طلایی ش از افق فقط آویزان است.
 
اینها، یادِ شبی بود که در را بستی. از لای در دیدمت که به پهلو یک وری افتادی. بی جان. انگار هیچ وقت ایستاده روی جاذبه ندید

ادامه مطلب  

سلف سرویس  

سلف سرویس !!♡❤"امت فاکس" نویسنده و فیلسوف معاصر ایرلندی در اولین سفر خود به آمریکا برای صرف غذا به رستورانی رفت.او در گوشه ای به انتظار پیش خدمت نشست اما کسی به او توجه نمیکرد.از همه بدتر افرادی که بعد از او وارد شده بودند همگی مشغول خوردن بودند.پس از چند دقیقه با ناراحتی از مردی که برسرمیز مجاور نشسته بود پرسید:من ۲۰ دقیقه است که اینجا نشسته ام؛چرا پیشخدمت به من توجه نمیکند،درحالی که همه مشغول خوردن هستند و من درانتظار نشسته ام؟مرد پاسخ دا

ادامه مطلب  

جشن مهرگان  

جشن مهرگان
مهرگان یکی از کهن‌ترین جشن‌ها و گردهمایی‌های ایرانیان و هندوان است که در ستایش و نیایش مهر یا میترا برگزار می‌شود.
 جشن مهرگان قدمتی به اندازه ایزد منسوب به خود دارد. تا آنجا که منابع مکتوبِ موجود نشان می‌دهد، دیرینگیِ این جشن دستکم تا دوران فریدون باز می‌گردد. شاهنامه فردوسی به صراحت به این جشن کهن و پیدایش آن در عصر فریدون اشاره کرده است:

ادامه مطلب  

حواسم هست، حواست باشد راهمان تا ابد یکی است  

سمیرا:
فکرش را هم از خودت دور کن
به قول قدیمی ها هفتاد قرآن به میان
اگر روزی برسد
که من زبانم لال
میان دلخوری هایم بگویم
اصلا راهت را بگیر و برو!
عشق اگر به اخمی بند باشد
که اسمش عشق نیس
کشک است،کشک
نخند‌...خودم شنیدم که دیروز مرد همسایه مان
با دلخوری میگفت
همه ی قول و قرارهایمان کشک؟
دلم برایش سوخت
فهمیدم مردها هم گاهی چه بچگانه می شوند
و گاهی زنها همه ی حق را به خود می دهند
بی آنکه بدانند یک طرفِ قصه مردی نشسته
که امیدش تنها به لبخندِ زن ا

ادامه مطلب  

جک 28  

یه قزوینیه تو قم گم شد .علما اعلام کردند:تا پیدا شدن این لعنتی نماز را نشسته میخوانیم

ادامه مطلب  

در ادامه: دنیای چند وجبی ما روی دو صندلی روبروی هم...  

در راستای کوچکی دنیا که دیشب گفتم این رو هم بگم که امروز توی اتوبوس نشسته بودیم به سمت سالن اجلاس... بعد کلی وقت که من داشتم با کناریم (که همون موقع باهاش آشنا شده بودم :-") صحبت می کردم یه بار یکی از دو نفری که روی صندلی روبرو نشسته بودن گفت: شما اهل کجایید؟! (بالافاصله متوجه شدم از روی ته فامیلی م که روی کارتم نوشته شده بود اینو گفت!!) گفتم. گفت: عه منم!! کناریش هم بود!! دو تا همشهری بین هزار نفر... رو به روی من!
این رو هم اضافه کنم که اون کنار دستی مذکور

ادامه مطلب  

کهنه مست  

یکی نیست بهتون بگه
اینی که سر این کوچه نشسته
تنها
قصه اش مث شاهنامه درازه
از پشت در موندن پیک VHS
تا بای بای سر زمین خاکی
از دامبولی و کت شلوار زرد
تا خط کش فلرتیشیا
از سیاسی هستید؟
تا حسرت برف پاک کن شکسته...
از پیاده روی با عشق فردین
تا جام شکسته برسنگ
از پر پرواز شکسته
تا مالش سترون مسخره
داستان گرگ درازه
اونقدر که هیچکس طاقت شنیدنشو نداره
از آواز بالباس رنگی
تا سماع بی قابلمه
تا صدای در پپسی
تا ایگنور شلیک به قامت جیوه ای
تا ملودی ناتمام مهتاب

ادامه مطلب  

 

چندسالی میشود که مردمِ عامه توی فازِ روشنفکری رفته اند. عادم های جوگیری که مسافتِ این شهر تا آن شهر را پیمودند تا فرکانسِ بی بی سیِ ملعون را پیدا کنند و به خیالشان با بیانِ حرف های ضدرژیم، end روشنفکری هستند، که آنها را فاسق بدانند و خود هنوز نگاهشان به زنی مثلِ من اینجوری است که: "دایی اینجا ترکیه نیست و موهات را بپوشان". مگر برایِ مردم عامه فرقی هم دارد رعیسِ یک کشور خارجی کی باشد؟ این که بالادستها بیان کنند که برای آینده مملکتِ ما ممکن است م

ادامه مطلب  

مهریه  

دختره نشسته تو حیاط داره زار زار گریه می کنه.می پرسم:چته عزیزم؟میگه:هیچی،دلم گرفته...
خوب چرا؟
خواستگارامو فراری دادم؟
چه جوری آخه؟

ادامه مطلب  

فانتزی ۹  

بسمه تعالی
دلم میخواد بعد از ازدواج تو جمع خانوادگی که هستیم همسرم که تو جمع اقایون نشسته و منم تو‌جمع خانوما هر از چندگاهی زیر چشمی نگام کنه و‌ یه وقتایی یه چشمک قایمکی بزنه..
وقتی میبینه دوری طولانی شد و ایشون نمیتونم تشریف بیارن وسط خانوما
گوشیشونو بردارن به منی که اونور اتاق یا اونور خونه نشسته ام اس ام اس بزنن
منم که صدای گوشیمو میشنوم یه‌ نگاه  به صفحه گوشیم میکتم وقتی میبینم اقای همسرهستند چشام چارتا میشه قبل از اینکه پیامو باز کنم

ادامه مطلب  

 

طبق قانون جذب هر احساسی که داشته باشی بهت برگردونده میشه و به هر چی فکر کنی بهش میرسی
من باید همیشه فکر کنم که خانوممم دکتر میشم و یه خاننوم دکتر خیلی ماهر مهربون و باخداا و اینکه رابطم با محسنن خیلیی خووب هست و از زندگیم لذت میبرم و مثلا فکر کنم که ترازم 7و خورده ی میشه و میشم خانوووم دکتر قبولی سال اول و فک کنم هرگز این خونه ها ساخته نمیشه و من هرگزز به زندگیم توو روستا ادامه نمیدم چون خدا میخاد و دوس داره که ما پیشرفت بکنیم
واای تغیرر گونه ها

ادامه مطلب  

حمیده  

دیشب خوابت رو دیدم. خواب دیدم داریم می‌ریم کوه. من بودم و تو بودی و عظیمه بود و شوهرش. با شاسی‌بلند اونا داشتیم می‌رفتیم سمت دنا. شوهر عظیمه توو ماشین آهنگ دکمه‌پنبه‌ای رو گذاشته بود و خودشم داشت با صدای بلند باش همراهی می‌کرد. شوهر عظیمه خیلی حرف می‌زد. شاد بود اما بقیه انگار غمگین بودن. من خواستم حرفی زده باشم. از دهنم پرید که خوشبختی یعنی داشتنِ چیزایی که دوس داری نه دوس داشتنِ چیزایی که داری. این رو که گفتم دیگه شوهر عظیمه هم حرفی نزد تا

ادامه مطلب  

نشسته بلبی بر گل زیتون  

نشسته بلبلی بر گُل زیتون

 

ز سودای رُخش گل گشته دلخون


دل بلبل شده خونابه غم

 

سخن با گل میگه از دل ویرون


ز چشم عاشقش بارون میباره

 

دل و دیده شده دریایی از خون


دل گل هم شده عاشق بلبل

 

گل خوشبو شده بیمار ز هجرون


گل و بلبل ز لیلی قصه گفتن

 

چرا لیلی شده عاشق مجنون


دل لیلی ز غم زار و پریشون

 

دل مجنون ز لیلی گشته حیرون


خدا صبری بده بر دل عاشق

 

که عاشق اشک نریزه مثل بارون


چرا صالح ندارد میل گلگشت

 

ز جور دلبرش دلگشته داغون
 
شاعر صالح

ادامه مطلب  

درگذشت آقاي خداوردي ميري  

خداوردی میری پدر آقایان رحیم علی -ترحیم -علی-ادریس-ابراهیم-فریدون -شهرام و بهنام میری در تاریخ95/3/7 دار فانی را وداع گفت در گذشت این پدر زحمت كش و بزرگوار را به خانواده محترم میری و كلیه باز ماندگان آن مرحوم تسلیت می گویم.
روحش شاد و یادش گرامی باد

ادامه مطلب  

بارش چهارمین برف پاییزی در ییلاقات املش 95  

در مناطق کوهستانی املش بین 5 تا 30 سانتیمتر برف بر زمین نشسته است.
به گفته ایرج رضایی رئیس اداره راهداری و حمل و نقل جاده ای شهرستان املش بارش چهرمین برف پاییزی که از سحرگاه دیروز آغاز شد و پس از سفید پوش کردن مناطق مرتفع کوهستانی متوقف شده بود بارش دوباره ی آن از  نیمه شب گذشته با شدت بیشتری آغاز شده و همچنان ادامه دارد.
رضایی گفته در مناطق کوهستانی شهرستان املش تاکنون بین 5 تا 30 سانتیمتر برف برزمین نشسته و راه های ارتباطی مرکز شهر املش تا خصیل

ادامه مطلب  

جمع شده!  

از موقعی که اومدم خونه...
تو تاریکی نشسته بودم...
حالم خوب نبود...
تماما دور سرم خاطره ها میچرخید...
فشار این روزا و استرساش هم مضاف شده بود...
به حالت سجده،یه ساعتی بی حال بودم...
بعدش حالم تقریبا جا اومده بود و نشسته بودم...
به دیوار تکیه داده بودم...
گوشیم بغل دستم تو شارژ بود...
روشنش کردم...
سرو صدای بچه ها با کیفیت بالا و ولوم زیاد میومد...
بغض کرده بودم...
[صدای ویبره‌ی تلگرام]
با بی حالی به گوشیم نگاه کردم
خواهرم بود...
سریع گوشیو برداشتم
سونیا:رسیدی

ادامه مطلب  

141  

روزی که تصمیم گرفتیم بچه دار بشیم، تمام حرفمون این بود که یک پایه ی دیگه برای خوشی هامون اضافه میشه...شد، ولی جنس خوشی هامون هم عوض شد.
ادم با بچه ی کوچیک حتی اگه توو آغوش باشه، نمیتونه "درکش" بره، نمیتونه از صخره بالا بره، نمیتونه با کلی خوراکی ی غیر مفید غذاهای اختراعی درست کنه...
ناخودآگاه بزرگ شدیم، شدیم پدر و مادر...
دیروز که گفتی موی سفید پیدا کردی توو موهات خنده ام گرفت، گفتم عادت میکنی یک پنجم موهای من سفید شده و دو سال دیگه سی سالم میشه و

ادامه مطلب  

اين " زخم بستر " ....  

این " زخم بستر " از خواب نیمروزی نیست ، 
                                        چشمانت را بر كوچ ِ  پرنده ها ى مهاجر بسته اى 
                                                           وخیره در دهلیزِ " زاویه " نشسته اى ! 
                                                                               یا " میخوانى " ، ویا " میگویی" !
                                                                               زارى می كنى ، مى مویى 
                                                                     

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
ورود به کانال تلگرام